اخبار نقض حقوق بشر در ایران VVMIran e.V Vereingung zur Verteigung der Menschenrechte im Iran e.V

۱۴۰۵/۰۵/۳۰

پیوند تاریخی خرابکاری و تروریسم

 

پیوند تاریخی خرابکاری و تروریسم؛ از ائتلاف سرخ و سیاه تا صدور بحران در منطقه

در تاریخ معاصر ایران، بررسی ریشه‌های ناامنی و آسیب به زیرساخت‌های عمومی، ما را به یک ائتلاف شگفت‌انگیز اما واقعی می‌رساند: همکاری جریان‌های اسلام‌گرا و کمونیست. این دو گروه پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷، با وجود تفاوت‌های شدید نظری، در یک نقطه به هم می‌رسیدند؛ نابودی نظم موجود و هدف قرار دادن «زیرساخت‌های حیاتی کشور».

۱۴۰۵/۰۵/۲۹

نانوایی عمو احمد؛ روایتی از همدلی و کمک به مردم در محله

 کمک به مردم و همدلی در محله


اسم من عمو احمد است.
بیش از ۳۰ سال است که در یک محله کارگرنشین،
یک نانوایی کوچک دارم.
بوی نان تازه پخته شده تمام زندگی من است.
نسل‌های زیادی را دیده‌ام که جلوی نانوایی‌ام بزرگ شده‌اند.

۱۴۰۵/۰۵/۲۸

سلمان قربانی کیست؟ بیوگرافی فعال حقوق بشر و دادخواه

 سلمان قربانی فعال حقوق بشر

سلمان قربانی، مدافع و فعال حقوق بشر، مستندکننده پرونده‌های قضایی و عضو شبکه مدافعین حقوق بشر در ایران است. او سال‌هاست که در زمینه افشاگری، جمع‌آوری اسناد دادگاهی و بازتاب صدای آسیب‌دیدگان و قربانیان نقض حقوق بشر فعالیت می‌کند. وبلاگ ایران آباد (salmanghorbani.blogspot.com) پایگاه رسمی او برای انتشار گزارش‌های مستند و تحلیل‌های حقوقی است.

۱۴۰۵/۰۵/۲۱

سهم ایران از دریای خزر

 سهم ایران از دریای خزر

 سلمان قربانی

امروز می‌خواهم درباره دریای خزر صحبت کنم؛ اما نه فقط درباره یک دریا، نه فقط درباره یک مرز و نه فقط درباره چند عدد و درصد.

می‌خواهم درباره حق مردم ایران برای دانستن حقیقت صحبت کنم.

۱۴۰۵/۰۴/۱۰

عزّت یا ذلّت؟!

🔴 این داستان واقعی است.

زنان پنهان در پشتِ سایه‌ها: روایتِ نان‌آورانی که در آمارها جایی ندارند

 

«دردهای این جامعه در درصدهای اداری جا نمی‌شوند؛ آمار واقعیِ بیکاری را باید در سفره‌های خالیِ زنان حاشیه‌نشین خواند. حکومت هزینه‌ی بقای بازوهای نظامی‌اش در خاورمیانه را با از بین بردنِ مشاغل کوچکِ زنان نان‌آور در داخل کشور تأمین کرده است.»

سلمان قربانی

۱۴۰۵/۰۴/۰۹

هک به سبک بانکی: وقتی باج‌افزار از خودِ سیستم است


«عجیب‌ترین هک تاریخ؛ منوی پرداخت قفل است، اما موتور محاسبه‌ی جریمه با دقتی بی‌نقص کار می‌کند. هزینه‌ی ضعف امنیتی بانک را مشتری با جریمه‌ی ناعادلانه می‌دهد؛ نکند هکر از خود سیستم است؟»

از جیب کارگران به کام اختلاسگران



درست در همان روزهایی که قیمت یک بطری شیر، سفره‌ی کارگران و بازنشستگان ایرانی را کوچک‌تر می‌کرد، ۱۵۷ میلیون یورو از پول همین مردم در حساب‌های فرامرزی ناپدید می‌شد. افشای تخلف ارزی غول لبنیات ایران (پگاه)، روایتی تکان‌دهنده از شرکتی است که با سرمایه‌ی پیرمردهای رنج‌کشیده‌ی صندوق بازنشستگی صادر کرد، سودش را به کام شبکه شرکت‌های پوششی فرستاد و فقر و سوءتغذیه را سهمِ نهایی طبقه کارگر کشور کرد.

نقض حق بر حیات و رفاه


 سلمان قربانی

من آن را سرقت کرامت تفسیر میکنم. درست در همان دقیقه‌ای که این سطرها را می‌خوانید، فرسنگ‌ها دورتر از مرزهای ایران، بسته‌های اسکناس و کانتینرهای دارو با بودجه‌ای بی‌وقفه به دست شبه‌نظامیان منطقه می‌رسند؛ دقیقاً در همان دقیقه، در قلب تهران، مادری در جستجوی یک جعبه داروی حیاتی سرگردانِ بازارهای سیاه است و کودکی در سکوت حاشیه‌ها، برای زنده‌ماندن تن به زباله‌گردی می‌دهد.

۱۴۰۵/۰۳/۰۴

مقایسه‌ نرخ تورم و درصد افزایش دستمزد ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۵


جدول مقایسه‌ای نرخ تورم و درصد افزایش دستمزد ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۵

مقایسه آماری نشان می‌دهد که فقر و کاهش قدرت خرید کارگران در سال‌های اخیر، ناشی از عقب‌ماندگی مستمر افزایش دستمزدها نسبت به تورم سالانه بوده است. جز در مواردی استثنایی، روند تثبیت‌یافته این است که نرخ تورم، توان اقتصادی ناشی از مصوبات حقوقی را به سرعت خنثی می‌کند.

پارادوکس دستمزد؛ پیامدهای تورم، معوقات و اخراج بر معیشت کارگران

 سلمان قربانی

تجمع اعتراضی کارگران

بر اساس مصوبات قانونی سال ۱۴۰۵، حداقل حقوق پایه کارگران به حدود ۱۶.۶ میلیون تومان رسید. اگرچه این رقم بر روی کاغذ یک جهش به شمار می‌رود، اما ارزیابی‌های اقتصادی و صنفی نشان می‌دهند که هزینه واقعی سبد معیشت خانوارهای کارگری از مرز ۴۲.۹ میلیون تومان فراتر رفته است این شکاف ساختاری به این معناست که حتی در صورت پرداخت کامل حقوق، کارگران تنها قادر به تأمین بخش کوچکی از هزینه‌های اساسی زندگی (شامل مسکن، خوراک و درمان) هستند و قدرت خرید جامعه کارگری عملاً در برابر تورم مزمن ذوب شده است.

۱۴۰۵/۰۲/۲۵

حفظ نظام با شلیک گلوله و حمله نظامی

سلمان قربانی

نظام جمهوری اسلامی ایران از زمان شکل‌گیری خود در سال ۱۳۵۷ همواره با چالش‌های داخلی و خارجی متعددی روبه‌رو بوده است. یکی از مباحثی که در سال‌های مختلف درباره نحوه حفظ و تداوم این نظام مطرح شده، استفاده از ابزارهای امنیتی و نظامی برای مقابله با تهدیدها و اعتراضات است. عبارت «حفظ نظام» در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی جایگاه مهمی دارد و از سوی برخی مسئولان به عنوان یک اولویت اساسی معرفی شده است. در این چارچوب، گاه اقداماتی نظیر برخورد امنیتی، استفاده از نیروهای نظامی و حتی شلیک گلوله به عنوان ابزارهایی برای حفظ ثبات و کنترل بحران‌ها مورد بحث قرار گرفته‌اند.

از دیدگاه حامیان این رویکرد، هر نظام سیاسی برای بقا نیازمند ابزارهای قدرت است. در بسیاری از کشورها نیز نیروهای نظامی و امنیتی برای مقابله با شورش‌ها، تهدیدهای امنیتی، یا حملات خارجی به کار گرفته می‌شوند. در جمهوری اسلامی ایران نیز نهادهایی مانند ارتش، سپاه پاسداران و نیروهای انتظامی وظیفه تأمین امنیت کشور و حفظ نظم عمومی را بر عهده دارند. طرفداران این دیدگاه معتقدند که در شرایط بحرانی، اگر حکومت نتواند اقتدار خود را نشان دهد، ممکن است با بی‌ثباتی، هرج‌ومرج یا حتی فروپاشی مواجه شود.

با این حال، استفاده از زور و برخورد نظامی در داخل کشور همواره موضوعی بحث‌برانگیز بوده است. منتقدان معتقدند که تکیه بیش از حد بر ابزارهای نظامی و امنیتی برای حفظ یک نظام سیاسی می‌تواند به کاهش اعتماد عمومی و افزایش شکاف میان حکومت و جامعه منجر شود. از نظر آنان، مشروعیت هر نظام بیش از هر چیز به رضایت و مشارکت مردم وابسته است. در چنین دیدگاهی، گفت‌وگو، اصلاحات سیاسی، پاسخگویی مسئولان و احترام به حقوق شهروندان نقش مهم‌تری در حفظ ثبات بلندمدت دارند.

در سال‌های مختلف، اعتراضات اجتماعی در ایران رخ داده است که نحوه برخورد با آنها واکنش‌های گسترده‌ای در داخل و خارج از کشور برانگیخته است. در برخی موارد نیروهای امنیتی برای کنترل تجمعات وارد عمل شده‌اند و گزارش‌هایی از استفاده از سلاح گرم یا اقدامات شدیدتر منتشر شده است. این اتفاقات باعث شکل‌گیری بحث‌های گسترده درباره حدود اختیارات نیروهای امنیتی، حقوق معترضان و نحوه مدیریت بحران‌های داخلی شده است.

از منظر علوم سیاسی، بسیاری از پژوهشگران معتقدند که دوام یک نظام سیاسی معمولاً به ترکیبی از سه عامل وابسته است: مشروعیت، کارآمدی و قدرت. قدرت شامل توانایی حکومت برای اعمال قانون و حفظ امنیت است؛ اما اگر این قدرت بدون مشروعیت و رضایت اجتماعی به کار گرفته شود، ممکن است در بلندمدت با چالش‌های جدی روبه‌رو شود. به همین دلیل، بسیاری از نظریه‌پردازان تأکید می‌کنند که حکومت‌ها باید میان امنیت و آزادی‌های مدنی توازن برقرار کنند.

در مورد جمهوری اسلامی ایران نیز برخی تحلیلگران بر این باورند که امنیت و ثبات کشور اهمیت زیادی دارد، به‌ویژه با توجه به موقعیت ژئوپولیتیکی ایران در منطقه‌ای پرتنش. تهدیدهای خارجی، تحریم‌ها و رقابت‌های منطقه‌ای باعث شده‌اند که نهادهای نظامی نقش پررنگی در سیاست و امنیت کشور داشته باشند. در چنین شرایطی، حامیان ساختار موجود معتقدند که تقویت توان نظامی و امنیتی برای مقابله با تهدیدها ضروری است.

در مقابل، دیدگاه دیگری وجود دارد که می‌گوید تکیه بیش از حد بر ابزارهای سخت‌افزاری مانند سلاح و نیروی نظامی ممکن است راه‌حل پایدار برای مشکلات سیاسی و اجتماعی نباشد. در این نگاه، اصلاحات ساختاری، افزایش شفافیت، بهبود وضعیت اقتصادی و گسترش مشارکت سیاسی می‌تواند نقش مهم‌تری در تقویت ثبات و اعتماد عمومی ایفا کند.

به طور کلی، بحث درباره «حفظ نظام با شلیک گلوله و حمله نظامی» بازتاب‌دهنده یک پرسش بزرگ‌تر در علم سیاست است: آیا قدرت سخت می‌تواند ضامن بقای یک حکومت باشد، یا اینکه مشروعیت و رضایت عمومی نقش تعیین‌کننده‌تری دارند؟ تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد که اگرچه نیروهای نظامی می‌توانند در کوتاه‌مدت بحران‌ها را کنترل کنند، اما پایداری بلندمدت یک نظام سیاسی معمولاً به ترکیبی از امنیت، عدالت، مشارکت مردمی و کارآمدی حکومت وابسته است.

در نهایت، آینده هر نظام سیاسی به نحوه تعامل آن با جامعه، توانایی در پاسخگویی به مطالبات مردم و مدیریت چالش‌های داخلی و خارجی بستگی دارد. جمهوری اسلامی ایران نیز مانند هر نظام سیاسی دیگری در برابر این پرسش‌ها قرار دارد و مسیر آینده آن به تصمیم‌ها و سیاست‌هایی وابسته است که برای ایجاد تعادل میان امنیت، اقتدار و رضایت اجتماعی اتخاذ می‌شود.

)روایتی از نگاه یک شهروند(

من در کشوری بزرگ شدم که واژه «حفظ نظام» را بارها از تلویزیون، سخنرانی‌ها و اخبار شنیده بودم. از همان کودکی برای ما گفته می‌شد که جمهوری اسلامی ایران با سختی‌ها و دشمنی‌های زیادی روبه‌روست و برای ادامه راه خود باید قدرتمند بماند. آن زمان شاید معنای دقیق این جمله‌ها را درک نمی‌کردم، اما هرچه بزرگ‌تر شدم، بیشتر فهمیدم که این واژه‌ها در زندگی روزمره مردم چه معنایی پیدا می‌کنند.

در سال‌هایی که در جامعه زندگی می‌کردم، بارها شاهد تنش‌ها و اعتراضاتی بودم که در شهرهای مختلف شکل می‌گرفت. بعضی از این اعتراض‌ها به خاطر مشکلات اقتصادی بود؛ گاهی هم به دلیل مسائل اجتماعی یا سیاسی. وقتی چنین اتفاقاتی رخ می‌داد، فضای شهر ناگهان تغییر می‌کرد. خیابان‌ها پر از نیروهای امنیتی می‌شد و همه می‌دانستند که ممکن است هر لحظه درگیری یا برخوردی رخ دهد.

به عنوان یک شهروند عادی، همیشه این سؤال در ذهنم بود که چرا رابطه میان مردم و حکومت گاهی تا این حد متشنج می‌شود. در مدرسه و رسانه‌ها به ما گفته می‌شد که امنیت کشور بسیار مهم است و دشمنان زیادی وجود دارند که می‌خواهند کشور را بی‌ثبات کنند. اما در زندگی واقعی، من بیشتر مردمی را می‌دیدم که از مشکلات اقتصادی، بیکاری، گرانی و محدودیت‌ها ناراضی بودند و می‌خواستند صدایشان شنیده شود.

یکی از روزهایی که هیچ‌وقت از ذهنم پاک نمی‌شود، روزی بود که در شهر ما تجمعی شکل گرفت. ابتدا همه چیز آرام بود؛ مردم فقط شعار می‌دادند و اعتراض می‌کردند. اما با گذشت زمان، نیروهای امنیتی وارد شدند و فضا به سرعت تغییر کرد. صدای شلیک، دود و اضطراب ناگهان خیابان را پر کرد. آن لحظه برای من فقط یک صحنه خبری نبود؛ تجربه‌ای واقعی از چیزی بود که پیش از آن فقط در گزارش‌ها شنیده بودم.

وقتی به خانه برگشتم، ساعت‌ها به این فکر می‌کردم که آیا واقعاً حفظ یک نظام سیاسی باید به چنین صحنه‌هایی منتهی شود؟ شاید از نگاه مسئولان، کنترل سریع اعتراض‌ها برای جلوگیری از بی‌ثباتی ضروری باشد. آنها احتمالاً فکر می‌کنند اگر اقتدار حکومت نشان داده نشود، ممکن است کشور وارد مرحله‌ای از هرج‌ومرج شود. اما از نگاه کسی که در میان مردم زندگی می‌کند، چنین لحظاتی بیشتر حس ترس، فاصله و بی‌اعتمادی ایجاد می‌کند.

در جامعه ما، بسیاری از مردم همزمان دو احساس متفاوت دارند. از یک سو، آنها نگران امنیت و آینده کشور هستند و نمی‌خواهند ایران دچار جنگ یا آشوب شود. از سوی دیگر، احساس می‌کنند مشکلات و خواسته‌هایشان به اندازه کافی شنیده نمی‌شود. همین تضاد باعث می‌شود که فاصله میان حکومت و بخشی از جامعه بیشتر شود.

سال‌ها زندگی در چنین فضایی به من آموخته است که قدرت نظامی شاید بتواند یک بحران را در کوتاه‌مدت کنترل کند، اما نمی‌تواند به تنهایی مشکلات عمیق اجتماعی را حل کند. اعتماد مردم چیزی نیست که با زور ایجاد شود. اعتماد زمانی شکل می‌گیرد که مردم احساس کنند صدایشان شنیده می‌شود و در سرنوشت کشورشان نقش دارند.

وقتی به آینده فکر می‌کنم، امیدوارم روزی برسد که مفهوم «حفظ نظام» بیشتر با رضایت مردم، عدالت اجتماعی و گفت‌وگو معنا پیدا کند، نه با صدای گلوله. شاید امنیت برای هر کشوری ضروری باشد، اما امنیت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که میان حکومت و مردم رابطه‌ای مبتنی بر اعتماد و احترام متقابل وجود داشته باشد.

من به عنوان کسی که در این جامعه زندگی کرده و این لحظات را از نزدیک دیده است، باور دارم که آینده بهتر زمانی ساخته می‌شود که راه‌حل‌ها بیشتر در گفت‌وگو، اصلاح و همدلی جست‌وجو شوند. زیرا در نهایت، هیچ نظامی بدون حمایت و اعتماد مردمش نمی‌تواند برای مدت طولانی پایدار بماند.



 

۱۴۰۵/۰۱/۱۹

اینترنتی که دیگر عمومی نیست

 سلمان قربانی

اینترنت در ایران قطع نشد؛ تحلیل رفت. آنچه امروز تجربه می‌کنیم نه یک اختلال مقطعی و نه یک بحران فنی، بلکه نتیجه سال‌ها تصمیم‌سازی هدفمند است: پروژه‌ای آرام، فرساینده و حساب‌شده برای پایان دادن به اینترنت عمومی. بدون اعلام رسمی، بدون پذیرش مسئولیت، و دقیقاً به همین دلیل، خطرناک‌تر از هر قطع سراسری. مرگی که اسمش را مدیریت گذاشتند. اینترنت در ایران یک‌شبه از کار نیفتاد. اگر چنین بود، واکنش اجتماعی شدید و هزینه سیاسی بالایی در پی داشت. در عوض، مسیری انتخاب شد که کم‌هزینه‌تر، کم‌سر‌و‌صدا‌تر و مؤثرتر بود: فرسایش تدریجی. زنجیره‌ای از تصمیم‌ها که هر کدام به‌تنهایی قابل انکار بودند، اما در مجموع یک واقعیت غیرقابل انکار ساختند؛ پایان عصر اینترنت عمومی. حاکمیت هرگز این پایان را اعلام نکرد، چون اعتراف به آن یعنی پذیرش حذف یکی از ابتدایی‌ترین حقوق شهروندی: دسترسی آزاد، برابر و پایدار به اطلاعات. بنابراین، مرگ اینترنت عمومی به شکلی رخ داد که بتوان آن را مدیریت، سامان‌دهی یا حکمرانی هوشمند نامید. اینترنت عمومی فقط یک زیرساخت فنی نیست؛ یک قرارداد اجتماعی است. قراردادی که می‌گوید همه شهروندان، فارغ از جایگاه سیاسی، شغلی یا عقیدتی، حق دارند به جهان اطلاعات دسترسی داشته باشند. اهمیت اینترنت دقیقاً در همین برابری است؛ و خطرش نیز همین‌جاست. در ایران، اینترنت عمومی برای سال‌ها نقش یک معلم خاموش را بازی کرد. امکان مقایسه ایجاد کرد، روایت رسمی را به چالش کشید و شهروند را از مخاطب منفعل به ناظر پرسشگر تبدیل نمود. طبیعی بود که چنین فضایی برای ساختاری مبتنی بر کنترل اطلاعات، غیرقابل تحمل شود. دوران فیلترینگ کلاسیک، با همه خشونتش، صریح‌تر بود. سایت بسته می‌شد و جامعه می‌دانست با چه چیزی طرف است. اما مدل جدید پیچیده‌تر است: اینترنت هست، اما کار نمی‌کند. سرعت کاهش می‌یابد، ارتباط ناپایدار می‌شود، سرویس‌ها از دسترس خارج می‌شوند و کاربر دائماً در حال آزمون و خطاست. این مدل، نوعی مهندسی خفگی است. کاربر خشمگین نمی‌شود؛ فرسوده می‌شود. اعتراض جای خود را به سازگاری می‌دهد. VPN تبدیل به هزینه ثابت زندگی می‌شود و سطح توقع جامعه به‌تدریج پایین می‌آید. اما این مهندسی خزنده، هر بار که جامعه به خیابان آمده، چهره واقعی خود را عیان کرده است. قطع اینترنت؛ وقتی اعتراض آغاز می‌شود. در تمام سال‌های اخیر، یک الگوی تکرارشونده و انکارناپذیر شکل گرفته است: هم‌زمان با گسترش اعتراضات اجتماعی در ایران، اینترنت یا به‌طور کامل قطع شده یا به‌شکل هدفمند و گسترده مختل گردیده است. این قطع ارتباط، نه یک اقدام فنی، بلکه یک ابزار کنترلی بوده است؛ ابزاری برای جلوگیری از سازمان‌دهی، اطلاع‌رسانی و روایت مستقل. در لحظاتی که خیابان به رسانه تبدیل می‌شود، اینترنت اولین قربانی است. پیام روشن است: اعتراض را می‌توان با خاموش‌کردن ارتباط، منزوی و بی‌صدا کرد. قطع اینترنت در این مقاطع، جامعه را نه‌تنها از جهان، بلکه از یکدیگر جدا می‌کند. این اقدام، دو کارکرد هم‌زمان دارد: از یک‌سو جریان اطلاعات به بیرون از کشور را محدود می‌کند و از سوی دیگر، هماهنگی و همبستگی درون جامعه را می‌شکند. شهروند معترض، ناگهان تنها می‌شود؛ بی‌خبر، بی‌صدا و جداافتاده. نکته کلیدی اینجاست که این قطع‌ها موقتی نیستند؛ هر بار که تکرار می‌شوند، یک قدم دیگر از مفهوم اینترنت عمومی کاسته می‌شود. جامعه یاد می‌گیرد که اینترنت، در لحظه‌های حساس، قابل اتکا نیست. و اینترنتی که قابل اتکا نباشد، دیگر عمومی نیست.پس از هر موج اعتراض، اینترنت بازمی‌گردد؛ اما هرگز به وضعیت پیشین خود نه از نظر کیفیت و نه از نظر اعتماد عمومی. این بازگشت ناقص، بخشی از همان فرسایش تدریجی است که پایان اینترنت عمومی را رقم می‌زند. قطع اینترنت و سرکوب خونین اعتراضات الگوی تکرارشونده است. بررسی دو دهه اخیر نشان می‌دهد قطع یا اختلال گسترده اینترنت در ایران، در بزنگاه‌های اعتراضات اجتماعی، نه استثنا بلکه قاعده بوده است. این خاموشی‌ها همواره هم‌زمان با تشدید سرکوب خیابانی رخ داده و نقش مستقیمی در پنهان‌سازی خشونت و قطع ارتباط معترضان با یکدیگر و با جهان داشته است.

۱۳۸۸جنبش سبز و نخستین خاموشی‌های سازمان‌یافته

در پی اعتراضات گسترده به نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۸، محدودیت‌های شدید ارتباطی و اختلال در اینترنت اعمال شد. هم‌زمان، سرکوب خیابانی به کشته و زخمی‌شدن معترضان انجامید و بازداشت‌های گسترده صورت گرفت. نبود دسترسی پایدار به اینترنت، امکان روایت مستقل وقایع و مستندسازی خشونت را به‌شدت کاهش داد و الگوی کنترل با خاموشی را برای نخستین‌بار به‌طور گسترده تثبیت کرد.

۱۳۹۸آبان، قطع سراسری و کشتار پنهان

در آبان ۱۳۹۸، با گسترش اعتراضات در ده‌ها شهر، اینترنت کشور به‌طور سراسری قطع شد. این خاموشی بی‌سابقه، هم‌زمان با یکی از خونین‌ترین سرکوب‌های تاریخ معاصر ایران بود. گزارش‌های نهادهای حقوق بشری از کشته‌شدن شمار زیادی از معترضان و بازداشت هزاران نفر حکایت دارد. قطع اینترنت در این دوره، عملاً سپری برای پنهان‌کردن ابعاد خشونت شد.

۱۴۰۰تداوم اعتراضات و اختلال‌های هدفمند

در موج‌های اعتراضی سال ۱۴۰۰، محدودسازی و اختلال هدفمند اینترنت بار دیگر به کار گرفته شد. هرچند شدت و الگوی قطع‌ها متغیر بود، اما هدف ثابت ماند: کاهش توان سازمان‌دهی، دشوارکردن اطلاع‌رسانی و محدودسازی پوشش مستقل وقایع؛ آن هم در شرایطی که گزارش‌ها از کشته‌شدن و زخمی‌شدن معترضان حکایت می‌کرد.

۱۴۰۴خاموشی‌های تازه، تکرار همان منطق

در اعتراضات اخیر سال ۱۴۰۴، الگوی آشنا بار دیگر تکرار شد. با گسترش ناآرامی‌ها، اختلال‌ها و قطع‌های گسترده اینترنت گزارش شد و هم‌زمان، خبرهای نگران‌کننده‌ای از کشته‌شدن معترضان و تشدید سرکوب به بیرون درز کرد. هرچند به‌دلیل همان خاموشی‌ها، آمار دقیق و مستقل دشوار است، اما خودِ قطع اینترنت بار دیگر به‌عنوان بخشی از ابزار سرکوب عمل کرد.

جمع‌بندی این تجربه‌ها روشن است: اینترنت در ایران نه فقط یک زیرساخت ارتباطی، بلکه متغیری امنیتی تلقی می‌شود که در لحظه اعتراض، باید خاموش گردد. اینترنتی که در لحظات بحرانی از دسترس خارج می‌شود، دیگر عمومی نیست؛ ابزاری است مشروط، موقت و وابسته به میزان تحمل قدرت.

اینترنت طبقاتی؛ عبور از خط قرمز

ایده اینترنت طبقاتی، نقطه پایان مفهوم عمومی است. وقتی برخی نهادها و افراد به اینترنت سریع، پایدار و بدون فیلتر دسترسی دارند و اکثریت جامعه به نسخه‌ای محدود، کند و سانسورشده، دیگر نمی‌توان از برابری سخن گفت.

اینترنت طبقاتی، دسترسی آزاد را از حق به امتیاز تبدیل می‌کند؛ امتیازی که بر اساس نزدیکی به قدرت توزیع می‌شود. این پیام، مستقیم و بی‌پرده است: شهروندان برابر نیستند.

اقتصاد دیجیتال در بن‌بست

هیچ اقتصاد دیجیتالی در انزوا رشد نمی‌کند. استارتاپ بدون اتصال آزاد به جهان، بدون دسترسی به سرویس‌های جهانی و بدون اینترنت پایدار، فقط یک نام است. آنچه به‌عنوان حمایت از پلتفرم‌های داخلی تبلیغ می‌شود، در عمل محدودسازی رقابت و تضعیف کیفیت است.

نتیجه روشن است: مهاجرت کسب‌وکارها، خروج سرمایه انسانی و عقب‌ماندگی ساختاری.

فرار بی‌سروصدای سرمایه انسانی

برای نسلی که اینترنت ابزار کار است، اختلال در آن فقط آزاردهنده نیست؛ ویرانگر است. برنامه‌نویس، پژوهشگر و روزنامه‌نگار نمی‌توانند آینده‌ای را در فضایی بسازند که هر لحظه ممکن است ارتباطشان قطع شود. مهاجرت، در این‌جا انتخاب نیست؛ واکنش عقلانی است.

عادی‌سازی اختلال؛ خطرناک‌ترین مرحله

شاید مهم‌ترین موفقیت این پروژه، عادی‌سازی باشد. وقتی قطع و کندی خبر نیست، وقتی اختلال بخشی از زندگی روزمره می‌شود، یعنی جامعه به محرومیت عادت کرده است. در این نقطه، دیگر نیازی به سرکوب آشکار نیست.

جمع‌بندی: اینترنتی که با خود آینده را برد

پایان اینترنت عمومی در ایران فقط مسئله تکنولوژی نیست؛ مسئله آینده است. جامعه‌ای که دسترسی آزاد به اطلاعات ندارد، افق کوتاه‌تری دارد، انتخاب‌های محدودتری می‌بیند و آسیب‌پذیرتر می‌شود.

اینترنت عمومی آخرین میدان نسبتاً برابر گفت‌وگو با جهان بود. حذف آن، بازگشت به نظم قدیمی انحصار و سکوت است. شاید بتوان جریان اطلاعات را کند کرد، اما میل به دانستن را نه. پرسش این است: هزینه این تأخیر تاریخی را چه کسانی و تا چه زمانی خواهند پرداخت؟






فساد ساختاری مبنای حکومت جمهوری اسلامی در ایران

سلمان قربانی

۱۴۰۵/۰۱/۱۲

کشور در یک دوراهی خیلی مهم قرار گرفته: قحطی یا ابرتورم؟



به‌نظر من انتخاب دولت راه سومه: قحطی و ابرتورم با هم!

۱۴۰۵/۰۱/۱۱

فراخوان فوری برای حفظ جان کارگران در مراکز صنعتی و کاری


در ادامه فراخوان پیشین کنفدراسیون کار ایران – خارج از کشور درباره ضرورت حفظ جان کارگران در شرایط جنگی، و با توجه به تشدید سریع و خطرناک درگیری‌ها و حملات به زیرساخت‌های حیاتی، بار دیگر و با تأکیدی جدی‌تر اعلام می‌کنیم:

چرا به ایران حمله شد؟


کشتار ایرانیان از روز نخست 

خطر اجرای قریب الوقوع حکم اعدام پنج معترض زندانی

 

صدای این عزیزان در بند باشید

تشدید فضای سرکوب و تهدیدهای قضایی با صدور کیفرخواست برای بیش از ۲۰۰ نفر

 

سخنگوی قوه‌قضائیه رژیم اعلام کرد که برای بیش از ۲۰۰ نفر با عنوان «مزدوران دشمن» کیفرخواست صادر شده و روند رسیدگی قضایی به پرونده‌های آنان در جریان است.

دروغ رژیم درباره «مرخصی گسترده زندانیان»

فرزانه محمدحسن، خواهر مصطفی محمدحسن، دانشجوی زندانی، در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که ادعای «مرخصی گسترده» از سوی سازمان زندان‌ها واقعیت ندارد و در زندان اوین حتی به ۱۰ درصد زندانیان هم نرسیده است؛ این در حالی است که به گفته او، خطر جدی جان زندانیان را تهدید می‌کند.

بی‌توجهی به جان زندانیان در جیرفت با اجرا نشدن مصوبه ۲۱۱

 


بر اساس گزارش‌ها از زندان جیرفت، با وجود شرایط جنگی و خطرات ناشی از بمباران، زندانیان همچنان در این زندان نگهداری می‌شوند و از ابتدایی‌ترین امکانات زندگی محروم هستند. این وضعیت در حالی ادامه دارد که انتظار می‌رفت در چنین شرایطی، اقداماتی برای کاهش جمعیت زندان و حفاظت از جان زندانیان انجام شود. با این حال، گزارش‌ها حاکی از تداوم حبس زندانیان در شرایطی دشوار و ناامن است.

پنج کنفدراسیون بزرگ کارگری فرانسه با انتشار بیانیه‌ای مشترک، همبستگی خود را با مردم ایران در مبارزه برای عدالت اجتماعی، برابری و آزادی اعلام کردند

 


در این بیانیه آمده است که نیروهای حکومتی از تهران تا استان‌های لرستان و ایلام با استفاده از سلاح‌های سنگین به مقابله با معترضان پرداختند. گزارش‌ها از کشته‌شدن معترضان، جان‌باختن برخی مجروحان در بیمارستان‌ها، ربوده‌شدن افراد و انتقال آنان به بازداشتگاه‌ها حکایت دارد. تصاویر منتشرشده خانواده‌هایی را نشان می‌دهد که در سردخانه‌های موقت در جست‌وجوی پیکر عزیزان خود هستند. بسیاری از خانواده‌ها همچنان از سرنوشت ناپدیدشدگان بی‌خبرند.

بالاترین نرخ تورم

 


با نرخ تورم عمومی نزدیک به ۷۰درصد، جهش قیمت کالاهای اساسی به سطوحی بی‌سابقه در اقتصاد ایران، در تاریخ انتشار داده در ایران رسیده است. وضعیتی که در آن فاصله چشمگیر میان افزایش هزینه‌های زندگی و رشد دستمزدها، فشار معیشتی بر خانواده‌ها را به بالاترین حد رسانده است.

دو نهاد داده‌پردازی مرکز آمار ایران و بانک مرکزی، در یک روز گزارش‌های جداگانه‌ای از جهش نرخ تورم در بهمن‌ماه ۱۴۰۴ منتشر کرده‌اند. گزارش‌هایی که هرچند در نرخ‌های اعلام شده باهم اختلاف دارند اما هر دو به صورت مستقل از اوج گیری هزینه معیشت مردم خبر می‌دهند.

#معیشت_اساس_زندگیست 
#فقر_فساد_بیداد_اتحاد_اتحاد_اتحاد



بیانیه‌ی کانون صنفی معلمان ایران(تهران) در حمایت از خیزش دانشجویی

 

تحولات اخیر دانشگاه‌های کشور نشان می‌دهد که سیاست رسمی، به‌جای به رسمیت شناختن حق اعتراض، بار دیگر مسیر امنیتی سازی و سرکوب را برگزیده است. حمله به تجمعات دانشجویی، ورود نیروهای سازمان‌یافته، بازداشت‌ها، پرونده‌سازی‌های قضایی و احکام انضباطی، مصادیق روشن نقض حقوق بنیادین شهروندان و تعرض مستقیم به استقلال دانشگاه است.

ناپدیدسازی دانشجویان دانشگاه شریف

 


ناپدیدسازی آرمان حاج‌محمدی دانشجوی دانشگاه شریف پس از بازداشت توسط نیروهای امنیتی

عفوبین‌الملل؛ محمد تقوی و اکبر دانشور کار خودسرانه است



«عفو بین‌الملل اعدام‌های خودسرانه اکبر (شاهرخ) دانشورکار و محمد تقوی سنگدهی را امروز ۳۰ مارس ۲۰۲۶ در زندان قزلحصار استان البرز، در پی اقدامات شدید ناعادلانه پیش از دادگاه انقلاب در تهران محکوم می‌کند. بر اساس اطلاعات موجود در اختیار عفو بین‌الملل، مقامات در ایران بدون اطلاع قبلی به خانواده و وکلا یا اجازه خداحافظی نهایی این افراد را اعدام کردند.

جان زندانیان سیاسی در قزلحصار کرج در خطر است


گزارش‌های دریافتی از زندان قزلحصار کرج از تشدید فشارها بر زندانیان سیاسی، به‌ویژه محکومان به اعدام، خبر می‌دهد. شامگاه یکشنبه ۹ فروردین‌ماه، مأموران گارد زندان به بند ۴ یورش برده و زندانیان را با خشونت از بند خارج کردند. این افراد پس از ضرب‌وشتم به سلول‌های انفرادی و نقاط نامشخص منتقل شده‌اند و تاکنون اطلاعی از وضعیت آنان منتشر نشده است.

۱۴۰۴/۱۲/۱۸

قطع اینترنت در ایران و کشتار مردم

سلمان قربانی

م

قطع اینترنت در ایران فقط یک موضوع فنی یا سیاسی نیست — بلکه مسئله کرامت انسانی است.

نقض اصول حقوق بشردوستانه و حقوق بشر در خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴ ایران

 نقض اصول حقوق بشردوستانه و حقوق بشر در خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴ ایران

سلمان قربانی

بررسی گزارش‌های منتشرشده درباره برخورد نیروهای امنیتی با اعتراضات سراسری ایران در دی‌ماه ۱۴۰۴ (دسامبر ۲۰۲۵) و تحلیل آن در چارچوب حقوق بین‌الملل است.

اعتراضات از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ و در پی بحران اقتصادی و سقوط ارزش پول ملی آغاز شد و به سرعت به شهرهای مختلف گسترش یافت.

طبق گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری، این اعتراضات با استفاده گسترده از نیروی قهریه، بازداشت‌های جمعی و قطع اینترنت مواجه شد.

۱۴۰۴/۱۲/۰۹

بازگرداندن ثروت‌های خارج شده، موتور تورم ایران را برای همیشه خاموش می‌کند



بازگرداندن ثروت‌های خارج شده (که طبق برخی گزارش‌ها رقمی نزدیک به ۱.۵ تریلیون دلار تخمین زده شده است) می‌تواند تأثیری دوگانه بر موتور تورم داشته باشد.

کشورهای عضو سازمان ملل باید فورا مقامات جمهوری اسلامی ایران را برای توقف اعدام‌ها تحت فشار قرار دهند


در آستانه ارائه گزارش دبیرکل سازمان ملل درباره ایران در تاریخ ۱۶ اکتبر ۲۰۲۵ و نشست مشترک گزارشگر ویژه و هیئت حقیقت‌یاب مستقل سازمان ملل درباره ایران در کمیته سوم مجمع عمومی در ۳۰ اکتبر ۲۰۲۵، حسین بعومی، معاون دفتر عفو بین‌الملل در خاورمیانه و شمال آفریقا، گفت:

فتح قله های جنایت و ویرانی از کشتار مردم در خیابانها تا تورم چندین برابری کالاهای اساسی و مرگ از فقر و فلاکت و بی درمانی

 


تورم خوراکی‌ها سه رقمی شد / رکوردشکنی تورم روغن

سوگوار رقصان


وقتی حکومت تعیین می‌کند «چه کسی شایستهٔ سوگواری‌ست»، مادر سوگوار با رقصش نظم سوگ رسمی را برهم می‌زند.

۱۴۰۴/۱۲/۰۴

جاوید خمینی

تقدیم به‌محضر  پاکِ تمام آنانی که در ماه دیدندش . . .  

عدو شود سببِ خیر، اگرخدا خواهد . . .                 

۱۴۰۴/۱۲/۰۱

ابعاد تکان‌دهنده کشتار معترضان از زبان کادر پزشکی


در حالی که مقامات رسمی در ایران تلاش می‌کنند تا ابعاد واقعی تلفات اعتراضات اخیر را پنهان نگه دارند، روایت‌های درز کرده از درون بیمارستان‌ها و مراکز درمانی، پرده از فاجعه‌ای انسانی برمی‌دارد که در سکوت و پشت درهای بسته در حال وقوع است. 

جزییات هولناکی از کشتار در تهران در جنایات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه

 



یکی از نیروهای سرکوب فعال در جنایات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، جزییات هولناکی از کشتار در تهران افشا می‌کند.

جمهوری اسلامی و بهره‌گیری خشونت‌بار از ایدئولوژی اسلامی

سلمان قربانی


در چهار دهه گذشته، یکی از مناقشه‌برانگیزترین موضوعات در عرصه عمومی ایران، نسبت میان ایدئولوژی رسمی جمهوری اسلامی و خشونت سیاسی بوده است. منتقدان این نظام معتقدند که ساختار سیاسی مبتنی بر قرائتی خاص از اسلام، به ابزاری برای توجیه سرکوب، حذف مخالفان و اعمال خشونت علیه شهروندان تبدیل شده است. در مقابل، حامیان حکومت این ادعا را رد کرده و اقدامات خود را در چارچوب حفظ امنیت ملی و اجرای احکام شرعی تعریف می‌کنند. این شکاف تفسیری، خود به یکی از اصلی‌ترین خطوط گسل سیاسی و اجتماعی ایران بدل شده است.

۱۴۰۴/۱۱/۳۰

چهل روز برای نود هزار کشته‌ی ایرانی چگونه گذشت؟

چهل روز گذشت.
چهل روز از خاموشی نود هزار نفس.
نود هزار نام که هر کدام جهانی بودند؛ خانه‌ای داشتند، رویایی داشتند، دستی که برای خداحافظی تکان خورد و دیگر برنگشت.

رقص خشم و اعتراض


می‌گویند رقص، آخرین زبانی است که غم با آن سخن می‌گوید؛

۱۴۰۴/۱۱/۱۱

۱۴۰۴/۱۰/۲۱

کاریکاتور قیام


مردم ایران در حال رقم زدن این صحنه زیبا هستند.




“I’m not afraid — I’ve been dead for 47 years.”

“I’m not afraid — I’ve been dead for 47 years.”




انتقال نوجوانان بازداشتی اعتراضات ۱۴۰۴ به زندان قزل‌حصار

در ادامه تشدید فضای امنیتی همزمان با گسترش اعتراضات سراسری، ده‌ها نوجوان ۱۲ تا ۱۸ ساله طی روزهای گذشته توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان قزل‌حصار منتقل شده‌اند. این اقدام در چارچوب روند رو‌به‌افزایش سرکوب معترضان، به‌ویژه دانش‌آموزان و نوجوانان، صورت گرفته است.