قطع اینترنت در ایران و کشتار مردم
سلمان قربانی
م
فقط یک موضوع فنی یا سیاسی نیست — بلکه مسئله کرامت انسانی است.
قطع اینترنت فقط خاموش کردن چند سرور یا محدود کردن چند وبسایت نیست.
قطع اینترنت یعنی قطع ارتباط انسانها با حقیقت.
یعنی جدا کردن مردم از یکدیگر.
یعنی خاموش کردن شاهدان.
وقتی اینترنت قطع میشود، جهان تاریکتر میشود — نه فقط برای یک کشور، بلکه برای همه.
اینترنت بهعنوان حق، نه امتیاز
اینترنت امروز مثل آب و برق نیست؛
بلکه مثل حق نفس کشیدن در فضای آزاد اطلاعات است.
وقتی ارتباط مردم با جهان قطع میشود:
-
دانشجو از آموزش محروم میشود،
-
پزشک از اطلاعات حیاتی دور میماند،
-
خانوادهها از امنیت عزیزانشان بیخبر میشوند،
-
و حقیقت در سکوت دفن میشود.
قطع اینترنت یعنی کنترل روایت واقعیت.
اما واقعیت را نمیشود برای همیشه پنهان کرد.
حافظه جمعی و درد مردم
هیچ جامعهای با فراموشی زنده نمیماند.
حافظه جمعی مردم، قویتر از هر سانسوری است.
وقتی انسانهایی در خیابانها جان خود را از دست میدهند،
آنچه باقی میماند فقط آمار نیست —
بلکه داستانهای ناتمام زندگیها است.
مادرانی که منتظر بازگشت فرزندانشان هستند.
پدرانی که سکوتشان از هزار فریاد بلندتر است.
نسلی که یاد گرفته ترس و امید را همزمان حمل کند.
اینها چیزهایی نیست که با قطع اینترنت از بین برود.
قدرت صدا
تاریخ نشان داده است که:
هیچ حکومتی با خاموش کردن صداها، صلح پایدار ایجاد نکرده است.
صداها ممکن است آرام شوند،
اما از بین نمیروند.
آنها تبدیل میشوند به:
و هرچه فشار بیشتر شود،
نیاز به شنیده شدن هم بیشتر میشود.
بخش چهارم — مسئولیت جهانی
وقتی اینترنت یک کشور قطع میشود،
این فقط مسئله داخلی نیست.
در دنیای متصل امروز،
خاموشی یک جامعه یعنی ضعیف شدن گفتوگوی جهانی.
سکوت اجباری مردم،
هشداری است برای همه درباره ارزش آزادی اطلاعات.
آزادی بیان یک شعار لوکس نیست؛
یک ضرورت برای جلوگیری از خشونت و بیعدالتی است.
امید و مقاومت مدنی
قدرت واقعی مردم در خشونت نیست —
در پایداری، همبستگی، و امید است.
امید همان چیزی است که:
هیچ فناوریای نمیتواند:
جمعبندی
قطع اینترنت میتواند ارتباط را کند کند،
اما آگاهی را متوقف نمیکند.
ترس میتواند مردم را ساکت کند،
اما حقیقت را نابود نمیکند.
و تاریخ بارها ثابت کرده است:
آنچه از انسانها باقی میماند،
نه قدرت خاموش کردن صداها،
بلکه شجاعت شنیدن آنها است.
ما درباره سیاست حرف نمیزنیم —
درباره انسانیت حرف میزنیم.
و انسانیت هرگز نباید آفلاین شود.
اینترنت خاموش، حقیقت خاموش نمیشود
در جهان امروز اینترنت دیگر یک ابزار لوکس یا صرفاً یک فناوری ارتباطی نیست. اینترنت به بخشی از ساختار زندگی اجتماعی، اقتصادی و حتی انسانی ما تبدیل شده است. وقتی اینترنت قطع میشود، در واقع چیزی فراتر از یک شبکه دیجیتال از کار میافتد؛ آنچه خاموش میشود صدای جامعه، جریان اطلاعات، و توانایی مردم برای روایت واقعیت زندگی خود است.
در سالهای اخیر، ایران یکی از کشورهایی بوده که بارها شاهد قطع یا محدودسازی گسترده اینترنت بوده است. این اقدامها معمولاً در زمانهایی رخ دادهاند که اعتراضات اجتماعی یا بحرانهای سیاسی در جریان بوده است. در چنین شرایطی، قطع اینترنت تنها یک تصمیم فنی نیست؛ بلکه به ابزاری برای کنترل اطلاعات، محدود کردن ارتباطات و کاهش دیده شدن رویدادهای داخل کشور در سطح جهانی تبدیل میشود.
اما تاریخ نشان داده است که حقیقت—even اگر برای مدتی خاموش شود—از بین نمیرود. حافظه جمعی مردم، روایتها را حفظ میکند و در نهایت آنها را دوباره به جریان میاندازد.
اینترنت به عنوان حق اجتماعی
در دنیای معاصر، دسترسی به اینترنت از دید بسیاری از نهادهای بینالمللی بخشی از حقوق بنیادین مرتبط با آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات تلقی میشود. در سال ۲۰۱۶، شورای حقوق بشر سازمان ملل قطع عمدی اینترنت برای جلوگیری از جریان آزاد اطلاعات را محکوم کرد.
اینترنت برای مردم فقط یک ابزار سرگرمی نیست. برای بسیاری از شهروندان، اینترنت یعنی:
دسترسی به آموزش
ارتباط با خانواده و دوستان
امکان اطلاعرسانی در شرایط بحرانی
و مهمتر از همه، توانایی ثبت و انتشار واقعیتهای اجتماعی
وقتی این دسترسی قطع میشود، جامعه در نوعی تاریکی اطلاعاتی قرار میگیرد؛ وضعیتی که در آن شایعه، ترس و بیاطلاعی جایگزین شفافیت میشود.
نمونهای مهم: قطع اینترنت در اعتراضات آبان ۱۳۹۸
یکی از گستردهترین موارد قطع اینترنت در ایران در آبان ۱۳۹۸ رخ داد. پس از اعلام افزایش ناگهانی قیمت بنزین، اعتراضاتی در شهرهای مختلف کشور شکل گرفت. در همان روزهای نخست، دسترسی به اینترنت تقریباً در سراسر ایران قطع شد.
طبق گزارش سازمانهای بینالمللی نظیر NetBlocks، ایران در آن دوره یکی از بزرگترین خاموشیهای اینترنت در تاریخ معاصر را تجربه کرد. برای چندین روز، ارتباط ایران با اینترنت جهانی تقریباً به طور کامل متوقف شد.
این قطع ارتباط پیامدهای گستردهای داشت:
خانوادهها از وضعیت عزیزان خود در شهرهای دیگر بیخبر ماندند.
خبرنگاران مستقل امکان گزارشدهی نداشتند.
تصاویر و ویدئوهای رویدادها با تأخیر زیاد به بیرون از کشور رسید.
در همان زمان، بسیاری از گزارشها درباره خشونت و کشته شدن معترضان منتشر شد. آمار دقیق قربانیان همچنان محل بحث و اختلاف است، اما برخی نهادهای حقوق بشری از صدها کشته سخن گفتهاند. آنچه اهمیت دارد این است که قطع اینترنت باعث شد اطلاعات درباره آنچه رخ میداد به سختی منتشر شود.
اعتراضات ۱۴۰۱ و محدودیتهای گسترده اینترنت
نمونه دیگر در سال ۱۴۰۱ و پس از مرگ مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد رخ داد. اعتراضاتی که در پی این حادثه شکل گرفت، به یکی از بزرگترین موجهای اعتراض اجتماعی در سالهای اخیر ایران تبدیل شد.
در آن دوره نیز محدودیتهای شدید اینترنتی اعمال شد. دسترسی به شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام و واتساپ محدود شد و سرعت اینترنت در بسیاری از مناطق به شدت کاهش یافت.
این محدودیتها چند اثر مهم داشتند:
کاهش امکان مستندسازی رویدادها
دشواری ارتباط میان شهروندان و خانوادهها
اختلال در فعالیتهای اقتصادی آنلاین
برای بسیاری از کسبوکارهای کوچک که به فروش اینترنتی وابسته بودند، این محدودیتها خسارتهای جدی اقتصادی ایجاد کرد.
خاموشی اطلاعات و پیامدهای انسانی
قطع اینترنت تنها یک مسئله سیاسی یا رسانهای نیست؛ پیامدهای آن مستقیماً به زندگی روزمره مردم گره خورده است.
در زمان خاموشی اینترنت:
خانوادهها نمیتوانند از امنیت عزیزان خود مطمئن شوند.
پزشکان و متخصصان به منابع علمی محدود دسترسی پیدا میکنند.
دانشجویان و پژوهشگران با مشکل مواجه میشوند.
کسبوکارهای آنلاین از کار میافتند.
به عبارت دیگر، قطع اینترنت جامعه را در نوعی انزوای اجباری قرار میدهد.
اما شاید مهمترین پیامد آن، تأثیر بر روایت حقیقت باشد. وقتی ارتباطات قطع میشود، شاهدان کمتر میتوانند روایت خود را ثبت کنند. در چنین فضایی، حقیقت دیرتر آشکار میشود.
قدرت حافظه جمعی
با این حال، تجربه تاریخی نشان میدهد که حافظه جمعی جامعه قویتر از سانسور است.
وقایع اجتماعی—even اگر در زمان وقوع به طور کامل دیده نشوند—در ذهن مردم باقی میمانند. داستانها، خاطرات، و روایتهای شخصی به مرور تبدیل به بخشی از تاریخ میشوند.
بسیاری از جنبشهای اجتماعی در جهان در ابتدا با سرکوب اطلاعات مواجه بودهاند، اما با گذشت زمان، روایتهای مردمی توانستهاند تصویر کاملتری از آنچه رخ داده ارائه دهند.
مسئولیت جامعه جهانی
در عصر ارتباطات جهانی، قطع اینترنت در یک کشور فقط مسئلهای داخلی نیست. زیرا جریان اطلاعات، اقتصاد دیجیتال و ارتباطات انسانی امروز مرزهای ملی را پشت سر گذاشتهاند.
سازمانهای بینالمللی، نهادهای حقوق بشری و شرکتهای فناوری در سالهای اخیر توجه بیشتری به موضوع خاموشیهای اینترنتی (Internet Shutdowns) نشان دادهاند. گزارشهای سالانه سازمانهایی مانند Access Now نشان میدهد که این پدیده در بسیاری از نقاط جهان در حال افزایش است.
این مسئله پرسشی مهم را مطرح میکند:
آیا دسترسی آزاد به اینترنت باید به عنوان یکی از حقوق اساسی در جهان به رسمیت شناخته شود؟
آیندهای که هنوز نوشته نشده است
در نهایت، هیچ جامعهای برای همیشه در سکوت باقی نمیماند. تاریخ بارها نشان داده است که حتی در شرایطی که جریان اطلاعات محدود میشود، انسانها راههای تازهای برای بیان حقیقت پیدا میکنند.
فناوری تغییر میکند، ابزارها عوض میشوند، اما نیاز انسان به بیان، ارتباط و حقیقت باقی میماند.
قطع اینترنت میتواند جریان اطلاعات را برای مدتی کند کند، اما نمیتواند پرسشهای یک جامعه را از بین ببرد.
در نهایت، آنچه سرنوشت یک جامعه را تعیین میکند نه توانایی خاموش کردن صداها، بلکه توانایی شنیدن آنها است.
اگر بخواهی، میتوانم این مقاله را هم برایت:
خیلی تندتر و انتقادیتر بنویسم (در حد یک بیانیه سیاسی)
به شکل یک مقاله دانشگاهی با منابع و ارجاعات تبدیل کنم
یا آن را به یک متن بسیار بلند در حد ۵ تا ۸ هزار کلمه تبدیل کنم که شبیه یک مقاله مجله یا گزارش تحقیقی باشد.
Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen
Hinweis: Nur ein Mitglied dieses Blogs kann Kommentare posten.